تبليغاتX
Industrial Management - روند تکامل مدیریت
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
روند تکامل مدیریت

ظهور مدیریت

انسان از اولین روزهای خلقت خود با مفهوم مدیریت همراه بوده است. اما برای اولین بار این چینی‌ها بودند که در حدود 1100 سال قبل از میلاد مسیح, به صورت سازمان‌یافته پنج وظیفه مدیریتی برنامه‌ریزی, سازمان‌دهی, رهبری, کنترل وهماهنگی را تجربه کردند. بعد از آنان نیز ایرانیان, مدیریت را با تجربیات و نگرش‌های خود آزمودند. در حدود سال‌های 350 تا 400 قبل از میلاد, یونانیان مدیریت را به عنوان یک هنر متمایز تشخیص داده و رویکردی علمی را برای آن ابداع نمودند. در آغاز قرن بیستم, مدیریت به عنوان یک رشته و مقوله رسمی و ساخت‌یافته مطرح شد.

اولین مقوله کلیدی که باعث تعویق رشد و شکوفایی کسب‌وکارهای گذشته می‌شد ارتباطات بوده‌ است. به مرور زمان و با تسهیل و بهبود این مورد, شرکت‌ها مسیر رشد خود را با شتاب در پیش گرفتند و هر روز پیچیده‌تر شدند. در چنین شرایطی کوچکترین ارتقا و بهبودی در شگردهای مدیریتی باعث بروز تغییرات قابل‌توجه‌ای در کمیت و کیفیت تولیدات می‌شد.

تحقيقات  نشان  مي‌دهد  كه  حدود  75%  از اوقات روزانه ما به نحوي در تماس و ارتباط با ديگران مي‌گذرد. به همين دليل كيفيت زندگي  هر فرد بستگي به كيفيت ارتباطات او با ديگران دارد.

براي مثال همه ما در محيط كار اغلب داراي فرصتهاي يكساني هستيم، اما تنها كساني مسير پيشرفت و ترقي را به سرعت مي‌پيمايند و احترام و اعتبار و ... براي خويش كسب مي‌كنند، كه قدرت بيان داشته باشند؛ خود را به درستي مطرح كنند و در شرايط مختلف و با افراد مختلف، ارتباطي مناسب و مؤثر برقرار كنند. 

آيا تا به حال به افرادي برخورد كرده‌ايد كه شخصيتشان مانند يك مغناطيس شما را به خود جذب كرده باشد؟!!

ارتباطات مجموعه‌اي از مهارتهاست؛ كه مهمترين آنها درك نقطه نظرهاي طرف مقابل و تفهيم نقطه نظرهاي خويش است. براي اينكه ديگران را به درستي درك كنيد، به مهارت ديگري نياز داريد و آن فن دقيق گوش‌كردن است. تحقيقات نشان مي‌دهد كه حدود 68%

سوء‌تفاهم‌ها و اختلافات در محيط كار، ناشی از خوب گوش نكردن است!!!

زبان تنها وسيله ارتباطي نيست؛ حتي كامل‌ترين آن‌ هم نيست، چرا كه پيام‌هاي انساني، به خصوص آنهايي كه از احساسات و هيجانات و عواطف مايه مي‌گيرند، چنان پيچيده‌اند كه هيچ كلامي گوياي آن نيست. به همين دليل، گاه يك نگاه، لحن صدا يا يك حركت حاوي پيامي است كه از نهفته‌ترين درونيات فرد سرچشمه مي‌گيرد و معناي ارتباط را مشخص مي‌كند.

مدير موفق، كسي است كه بتواند با تمامي افراد در سطوح مختلف، ارتباطي صحيح و منطقي برقرار كند.

 

 

 

اصول شش‌‌گانه "كريس‌كول" به ما كمك مي‌كند تا در برقراري ارتباطي صحيح، مديراني شايسته و موفق باشيم :

 

1) همه كارهاي ما نوعي ارتباط است:

تمام لحظات زندگي ما آكنده از پيامهاي شفاهي و غير شفاهي، ارادي و غير ارادي است.

زبان تنها وسيلۀ ارتباطي نيست. كلماتي كه ما بر زبان جاري مي‌كنيم، بر حسب موقعيت، فقط بين 8% تا 24% پيام ما را تشكيل مي‌دهند و به اين ترتيب در دنياي گسترده ارتباطات، تنها مشتي از خروارند.

لباسي را كه هر روز مي‌پوشيم پيام آور تصويري است كه از خود بر ذهن داريم و نمايانگر ارج و حرمتي است كه براي خويش قائليم. اتومبيلي را كه مي‌رانيم، خانه‌اي را كه در آن زندگي مي‌كنيم، زيور آلات و ملزوماتي را كه به خود مي‌آويزيم، همگي اين پيام را به ديگران منتقل مي‌كنند كه چه احساسي نسبت به خود داريم و انتظار داريم كه ديگران چگونه با ما رفتار كنند. وضعيت نشستن و راه رفتن نيز حاكي از احساسات و گرايشات ماست.

 

2)چگونگي ارسال ‌يك پيام چگونگي دريافت آن‌‌را‌تعيين مي‌كند:

كلماتي را كه بر زبان مي‌آوريم، بسيار بيشتر از آنچه تصور مي‌كنيم حاوي پيام هستند. حجم و آهنگ صدا، نوع نگاه كردن، وضعيت ايستادن، نحوۀ خم‌شدن سر، همگي به شنونده كمك مي‌كند تا كلمات ما را تفسير كند و پيام آن را دريابد. بنابراين اگرچه ممكن است ناخودآگاه مراقب اين موارد در هنگام ارسال پيام خود نباشيم، اما بايد توجه داشته باشيم كه به هر حال شيوۀ دريافت و استنباط يك پيام دقيقا به شيوۀ ابراز آن بر‌مي‌گردد.

 

3)آنچه اهميت دارد دريافت پيام است و نه ارسال آن:

بسيار اتفاق مي‌افتد كه يك پيام به آساني مغاير با منظور ما دريافت شود. بنابراين منطقي است كه بگوييم:

" ارتباط واقعي پيامي است كه شنونده استنباط مي‌كند نه آنچه گوينده مي گويد"

به بياني ديگر، صرفاً حسن نيت ما در ارسال پيام كافي نيست، بلكه عملكرد و بيان ما بايد بتواند نيت خيرخواهانه مان را منتقل كند.

4) چگونگي آغاز پيام، اغلب حاصل ارتباط را تعيين مي‌كند

همۀ ما بارها اين احساس را تجربه كرده‌ايم كه به علت استنباط نادرست در آغاز يك پيام، منظور گوينده را يكسره كج فهميده‌ايم. بنابراين، اگر مراقب نباشيم، همان چند كلمه‌اي كه در آغاز سخن بكار مي‌بريم كافي است كه ديگران را به برداشتي نادرست از سخنان ما سوق دهد و موجب رنجش و آزردن آنها شود. به همين دليل بخشي از موفقيت در هر ارتباطي به كم و كيف آغاز سخن ما بستگي دارد.

 

5) ارتباط يك خيابان دو طرفه است:

در يك ارتباط خوب، دو عامل دخالت دارند : 1) ارسال درست پيام  2)دريافت درست پيام.

 بنابراين اگر تنها به اين بسنده كنيم كه نقطه نظرهاي خود را روشن و منطقي و قانع‌كننده

بيان كرده‌ايم، موفق به ايجاد يك ارتباط نيستيم. بلكه، صرفاً در مقام سخنوري و اندرزگويي  برآمده‌ايم. به اين ترتيب اگر مايليد رابطۀ شما به موفقيت و كاميابي بيانجامد،

بايد نقطه‌نظرهاي طرف مقابل را بشنويد و به روشني درك كنيد.

 

6)ارتباط يك رقص است:

اگرچه ردوبدل كردن پيام و اطلاعات ارتباط ناميده مي‌شود، اما در واقع ارتباط تنها محدود به اين اعمال نيست. به بياني ديگر، وقتي يك پيام واحد را با فرد يا جماعت متفاوتي در ميان مي‌گذاريم، آن را هر بار به شكل تازه‌اي مطرح می‌كنيم، زيرا در اين فاصله مجال بيشتري داشته‌ايم تا بيانديشيم و نكاتي تازه را بياموزيم و در نتيجه نگرشي تازه را در عبارات خود ملحوظ كنيم. به علاوه، هر بار كه يك موضوع خاص را با افراد و يا گروه‌هاي متفاوتي در ميان مي‌گذاريم، كساني كه پيام ما را دريافت مي‌كنند به لحاظ تجارب گذشته، نظام‌هاي اعتقادي و زمينه‌هاي فرهنگي مختلف، هر كدام استنباط متفاوتي از گفته‌هاي ما دارند. از اين رو، نيروهايي كه ما را به هم ارتباط مي‌دهند متفاوت خواهند بود و در نتيجه روابط متفاوتي نيز برقرار مي‌گردد و رقص ارتباط به گونۀ ديگري اجرا مي‌شود.

آيا تا بحال اين حالت را تجربه كرده‌ايد كه به سهولت قادريد مطالب خاصي را با فردي در ميان بگذاريد اما وقتي همين مطلب را براي ديگري مطرح مي‌كنيد، احساس كنيد كه نمي‌توانيد نقطه‌نظرات خود را به صراحت شرح و بسط دهيد. علت اين امر، فعل و انفعالات ارتباطي است كه بين شما و طرف مقابل برقرار مي‌شود. اين است مفهوم "رقص ارتباط ".

منابع:

 "كليد طلائي ارتباطات"

 نويسنده:

" كريس كول"

ترجمه: "محمدرضا آل‌ياسين

| + | نوشته شده توسط بلاگ نویسان انجمن علمی: در 14:40 | |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس